تبلیغات
کارتونستان! - یخ زده...!
تاریخ : سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 05:45 ب.ظ | نویسنده : Amir Hossein

df54d554455

السا، شاهزاده ارندل، دارای توانایی می‌شود که یخ و برف ایجاد کند. یک شب درحال بازی، تصادفاً به خواهر کوچکترش، آنا، آسیب می‌زند. شاه و ملکه بدنبال ترول ها می‌فرستند تا آنا را شفا دهند و حافظه او را از جادوی السا پاک کنند. زوج سلطنتی بچه‌ها را در قلعه از هم جدا می‌کنند تا السا یا بگیرد قدرتش را کنترل کند. السا می‌ترسد دوباره به آنا آسیب بزند و بیشتر اوقاتش را تنها در اتاقش می‌گذراند. این باعث شکافی بین دخترها در بزرگسالی می‌شود. وقتی دخترها نوجوان هستند، والدینشان در طوفانی در دریا می‌میرند.

وقتی السا به سن قانونی می‌رسد، موقع تاج گذاری می‌شود. در بین مهمانها "دوک وسلتون" هست که بدنبال سواستفاده از ارندل است. وقتی به آنا اجازه داده می‌شود دوباره از قلعه خارج شود، به شهر می‌رود و با شاهزاد هنس از جزیره جنوبی آشنا می‌شود و هردو عاشق هم می‌شوند. علی‌رغم اضطراب السا، تاج گذاری به خوبی تمام می‌شود. در این بین، هنس از آنا خواستگاری می‌کند و او هم شتابان می‌پذیرد. اما السا اجازه ازدواج به آنها نمی‌دهد. خواهرها با هم دعوا می‌کنند و در این بین از شدت عصبانیت قدرت السا طغیان می‌کند.

با ترس، السا قلعه را ترک می‌کند و تصادفاً باعث یک زمستان دائمی در سرزمینش می‌شود. او به نزدیک کوهستان می‌رود و تنها برای خودش یک کاخ یخی می‌سازد و بی اطلاع، آدم برفی کودکی خودش و آنا، اولاف، را به آنجا می‌آورد. در این زمان، آنا بدنبال خواهرش می‌گردد تا او را به ارندل برگرداند، زمستان را پایان دهد و رابطه‌شان را خوب کند. در ال آماده‌سازی مقدمات، او با مرد کوهستان، کریستوف و گوزنش، اسون آشنا می‌شود. او کریستوف را متقاعد می‌کند تا او را به بالای کوهستان ببرد. سپس با اولاف روبرو می‌شود و او، آنا را پیش السا می‌برد.

السا و آنا متحد می‌شوند اما السا هنوز می‌ترسد به خواهرش آسیب بزند. وقتی آنا اصرار به برگشتن خواهرش می‌کند، السا بی تاب می‌شود و تصادفاً با قدرتش به قلب آنا ضربه می‌زند. با ترس، یک موجود غول آسای برفی می‌سازد تا خواهرش، کریستوف و اولاف را از آنجا ببرد. در راه، کریستوف متوجه می‌شود موهای آنا درحال سفید شدن است و می‌فهمد یک جای کار می‌لنگد. او بدنبال ترول ها می‌رود و آنها می‌گویند قلب آنا یخ زده و این یخ فقط با "عمل یک عشق واقعی" آب می‌شود. والا برای همیشه منجمد خواهد شد. پس کریستوف به ارندل برمیگردد تا هنس باعث بهبودی آنا شود.

در این زمان، هنس بدنبال آنا به کاخ السا می‌رسد. در جنگی با افراد دوک، السا بیهوش می‌شود و دوباره به سرزمینش برمیگردد. آنجا هنس از السا تقاضا می‌کند تا زمستان را بردارد اما السا اعتراف می‌کند روش این کار را نمی‌داند. وقتی آنا پیش هنس می‌رسد و از او تقاضا می‌کند با بوسه، طلسم را بشکند، هنس امتناع کرده و فاش می‌کند قصدش برای ازدواج با آنا کسب تخت پادشاهی ارندل بوده. او می‌رود و السا را دلیل مرگ ظاهری آنا می داند.

السا فرار می‌کند و به سمت طوفانی در ابدره می‌رود. اولاف، آنا را می‌یابد و فاش می‌کند که کریستوف عاشق اوست. پس با هم به ابدره می‌روند تا کریستوف را بیابند. هنس با السا مواجه می‌شود به او می‌گوید آنا بخاطر او مرده. با ناامیدی السا، طوفان متوقف می‌شود و فرصتی برای کریستوف و آنا پیش می‌آید تا به هم برسند. اما وقتی آنا می‌بیند هنس می‌خواهد السا را بکشد، خودش را وسط می‌اندازد و یخ می‌زند.

درحالیکه السا برای خواهرش عزاداری می‌کند، آنا شروع به گرم شدن می‌کند. چون تصمیمش مبنی بر فداکردنش برای نجات خواهرش مصداق "عمل عشق واقعی" است. السا هم می‌فهمد عشق کلید کنترل قدرتش است. پس یخ‌های سرزمینش را آب می‌کند و حتی به اولاف کمک می‌کند در تابستان هم زنده بماند. هنس به جزیره جنوبی فرستاده می‌شود تا برای اقدامات جناییش علیه خانواده سلطنتی ارندل تنبیه شود. السا هم رابطه و داد و ستد با وسلتون را قطع می‌کند. آنا و کریستوف همدیگر را می‌بوسند و خواهرها هم آشتی می‌کنند. السا قول می‌دهد دیگر هیچ‌گاه دروازه قلعه را نبندد.

آنا


هانس


اولاف


کریستوف و گوزنش


السا




طبقه بندی: کارتونی، موضوع:آزاد، و...، بچگونه،